نام کاربري:    کلمه عبور:     
عضويتپرسش و پاسخجستجوورود
دریافت آخرین نسخه phpBB فارسی (phpBB 3.0.10 فارسی)


کتاب راهنمای جامع تصویری phpBB فارسی به زبان خیلی ساده

  پرتال  \  صفحه اصلي  \  هاستينگ مقصد  \  ثبت دامنه  \  فروشگاه مقصد  \  پروژه phpbb فارسی  \  جستجو  \  پرسش و پاسخ
  مشاهده پست هاي بدون جواب  /  نمايش مبحث هاي فعال  /  مشاهده پست هاي جديد  /  نمايش پست هاي شما  /  مشاهده پست های خوانده نشده





جهت استفاده از تمامی امکانات سایت  باید وارد  و یا عضو شوید

خروج




صد سال تنهایی


+ ارسال مبحث جديد + نوشتن نظر
 صفحه 1 از 1 |  
 موضوع پست: صد سال تنهایی
پستارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388, 13:57 
آفلاين
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 16 اسفند 1385, 18:38
پست ها : 5302
محل سکونت: In Your Mind !

اگر روزی انسان در کوپه ی درجه یک سفر کند و ادبیات در واگن بار ، کار دنیا به سر آمده !
صد سال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز

دنیای تخیل ، مخصوصا تخیل درون کتاب ها گاهی بسیاربر انسان اثر عجیبی می گذارد . هیچ وقت یادم نمی رود لحظه ای را که بهخاطر مرگ دامبلدور در مجموعه داستان های هری پاتر نزدیک بود اشک از چشمانمجاری شود و تا چند روز در خودم بودم و در فکر کسی که مرده بود . یا آخرینکتابی که خواندم ، صد سال تنهایی . به اندازه ی هری پاتر در من کشش ایجادنکرد . گرچه مطمئنا هدف نویسنده نیز ایجاد کشش نبوده ، بلکه با نوشتن یکداستن دنباله دار از زندگی یک نسل تنها می خواسته پیامش را ذره ذره بهخواننده تزریق کند .

تنها بودن یکی از آرزوهای من بود. تصور می کردماین انسانهای مزاحم مانع پیشرفت من می شوند ؛ برای رسیدن به کمال . امااین را نمی دانستم که هیچ انسانی برای تنهایی آفریده نشده . من در حالیآرزویی تنهایی می کردم که خودم برای یک لحظه تنها نبودم . همیشه کسانی دوربرم پیدا می شدند که نگذارند من تنها باشم . ولی وقتی به این قسمت از کتابرسیدم که آخرین نسل از خانواده ی بوئندیا همراه با فرزندش در دهکده یماکوندو بی هدف قدم می زد و گذشته ی دوری را که خانواده اش گذرانده اندمشاهده می کرد ، آن هنگام بود که معنی تنهایی را فهمیدم . آن زمان کهآئورلیانو دیگر هیچ کس را نداشت . حتی مردم شهرش را … و حتی شهرش را . اوآخرین از نسل بوئندیا بود .نسلی که اولینشان به درخت بسته شد و آخرینشانخوراک مورچه ها .
تعدادی از رمان های دنباله داری را که تا به حالخواندم هیچ گاه به پایان نرساندم . به عقیده من به علت حفظ شکوه و جلالبهتر است که داستان را به پایان نرسانیم تا احتمالا پایان ضعیف به اصلداستان لطمه نزند . همیشه سعی می کردم در ادامه ی ماجرا بمانم و تصویری ازادامه ی داستان در ذهنم بسازم . اما داستان " صد سال تنهایی " بدون پایانمعنی ندارد . این صفحه آخر است که با نگارش زیبای داستان را حفظ می کند .هنوز که هنوزه شگفت زده ی پایان فوق العاده این رمان فوق العاده مانده ام. بی ربط هم نیست که این کتاب جایزه نوبل ادبیات در سال 1982 در یافت کردهاست .


کد:
منبع : http://binazir.wordpress.com/2008/09/01/%D8%B5%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C/



_________________



مشخصات E-mail YIM WWW

+ ارسال مبحث جديد + نوشتن نظر  صفحه 1 از 1 |  


تعداد صفحات: صفحه 1 از 1

    

تعداد پست ها:  1 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: ArmanSoftware
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  

قوانين انجمن

شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  

Powered by phpBB © 2000, 2002, 2005, 2007 phpBB Group.
Designed by my_enigma (کيوان علوي | keyvan alavi).
Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com
phpBB SEO
.