نام کاربري:    کلمه عبور:     
عضويتپرسش و پاسخجستجوورود
دریافت آخرین نسخه phpBB فارسی (phpBB 3.0.10 فارسی)


کتاب راهنمای جامع تصویری phpBB فارسی به زبان خیلی ساده

  پرتال  \  صفحه اصلي  \  هاستينگ مقصد  \  ثبت دامنه  \  فروشگاه مقصد  \  پروژه phpbb فارسی  \  جستجو  \  پرسش و پاسخ
  مشاهده پست هاي بدون جواب  /  نمايش مبحث هاي فعال  /  مشاهده پست هاي جديد  /  نمايش پست هاي شما  /  مشاهده پست های خوانده نشده





جهت استفاده از تمامی امکانات سایت  باید وارد  و یا عضو شوید

خروج




پيامگير تلفن ( پاسخ گوی اتوماتيک)


+ ارسال مبحث جديد + نوشتن نظر
 صفحه 1 از 1 |  
پستارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1386, 20:39 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: دوشنبه 11 دی 1385, 22:08
پست ها : 840
سن: 26
محل سکونت: در بدبختی‌های خودم
لابد برای شما پيش آمده که به دوستی زنگ بزنيد و از آن طرف سيم ٫پيامگير يا پاسخ گوی اتوماتيک برايتان يک قطعه موسيقی بنوازد يا شعری زمزمه کند.
بين ايرانيان با ذوق هستند کسانی که به جای دو کلمه خشک و خالی ٫ عدم حضور خود را با کلام منظوم در تلفن اعلام می کنند.
يکی از همين جماعت از دوست خود که شاعری طناز (طنز پرداز!) است در خواست کرده بود برايش يک دو بيتی بسازد تا روی دستگاه ضبط کند.
ايشان هم ساخته اند:
شرمنده از آنم که نباشم به سرايم
تـــا بــا تـــو سلامـــی و عليکـــی بنمايـــم
گر لطف کنی نمره و پيغام گـــذاری
پاسخ دهم ای دوست به محضی که بيايم

اما کار به اينجا ختم پيدا نمی کند. درخواست دوست ٫ راهنمای ذهن شاعر ميشود که سری بزند به خانه شعرای پيشين و بينديشد که اگر حافظ و خيام و فردوسی و ديگران در عصر Answering Machine زندگی می کردند چه کلامی روی اين ماشين می گذاشتند.
و اين است حاصل آن تفحص:
در منزل حافظ
رفته ام بيرون من از کاشانه خود ٫ غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه خود ٫ غــم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگـــذاری پیــام
آن زمان کو بازگردد خانه خود٫غم مخور

در منزل سعدی
از آوای دل انگيــز تـــو مستــم
نباشم خانه و شرمنده استــم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم

در منزل خيام
اين چرخ فلــک عمر مـرا داد به باد
ممنــون تو ام که کرده ای از ما يـــاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آيم چو به خانه ٫ پاسخت خواهم داد

در منزل فردوسی
نمی باشــــم امــروز انــدر سرای
که رسم ادب را بيارم به جای
به پيغامت ای دوست گويم جواب
چو فــردا برآيد بلند آفتـــــــاب

در منزل مولانا
بهر سماع از خانه ام٫رفتم برون رقصان شــوم
شوری برانگيزم به پا٫خندان شوم٫شادان شوم
بر گو به من پيغام خود٫ هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم٫ جان تــو را قــربان شـوم

در منزل منوچهری دامغانی:
از شرم به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم که سلامی گويــم
بگذاری اگر پيام٫ پاسخ دهمـت
زان پيش که همچو برف گردد مويم

در منزل بابا طاهر عريان:
تليفون کرده ای جانم به فدايت
الهی مـــو به قـــربان صدايت
چو از صــــحرا بيايم٫ نازنينـــــم
فرستـم پاسخی از دل برايت

_________________
نشنو از نی، نی حصیری بی نواست
بشنو از دل، دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه دلبر شود


مشخصات E-mail YIM WWW

 موضوع پست:
پستارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1386, 20:40 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: دوشنبه 11 دی 1385, 22:08
پست ها : 840
سن: 26
محل سکونت: در بدبختی‌های خودم
لطفا پس از شنیدن صدای بوق ..و پیام های زیر ..پیغام بگذارید

پیغام گیر حافظ:


رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر سعدی:


از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم


پیغام گیر فردوسی:


نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام:


این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!


پیغام گیر منوچهری:


از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!


پیغام گیر مولانا:


بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!


پیغام گیر بابا طاهر:


تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!




وپیغام گیر نیما :


چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش

پیغام گیر شاملو :


بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمی
تا آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است

پیغام گیر سایه :


ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان


پیغام گیر فروغ :


نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد

_________________
نشنو از نی، نی حصیری بی نواست
بشنو از دل، دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه دلبر شود


مشخصات E-mail YIM WWW

+ ارسال مبحث جديد + نوشتن نظر  صفحه 1 از 1 |  


تعداد صفحات: صفحه 1 از 1

    

تعداد پست ها:  2 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان مدير انجمن: ArmanSoftware
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  

قوانين انجمن

شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  

Powered by phpBB © 2000, 2002, 2005, 2007 phpBB Group.
Designed by my_enigma (کيوان علوي | keyvan alavi).
Persian Translation : www.phpBB.Maghsad.com
phpBB SEO
.